پایگاه رسمی همایش آزادگان تکریت 11

خاطرات و اخبار آزادگان دفاع مقدس؛مشکلات آزادگان؛ایثارگران؛سیاسی؛اجتماعی

پایگاه رسمی همایش آزادگان تکریت 11

خاطرات و اخبار آزادگان دفاع مقدس؛مشکلات آزادگان؛ایثارگران؛سیاسی؛اجتماعی

پایگاه رسمی همایش آزادگان تکریت 11
موقعیت و مشخصات اردوگاه تکریت 11

اردوگاه اسرای ایرانی تکریت 11 اولین اردوگاه اسرای مفقودالاثر ایرانی بود که در 15 کلیومتری شهر تکریت و 150 کیلومتری موصل در استان صلاح الدین عراق محل تولد صدام واقع شده بود که شامل سه قسمت بود، قسمت اصلی حدود 1200 الی 1400 اسیر ایرانی را شامل می شد و ملحق یک که حدود 600 نفر و ملحق 2 که نامشخص است.اردوگاه تکریت 11 با انتقال اسرای کربلای 4؛5 و 6 در تاریخ 65/12/5 به این اردوگاه افتتاح شد.سپس رزمندگانی که در عملیاتهای بعدی اسیر شده بودند را تا سال 67 به این اردوگاه منتقل می نمودند.میانگین مدت اسارت حداکثر حدود 44 ماه و حداقل 2 سال است،اردوگاه تکریت 11 یکی از فعالترین اردوگاههای اسرای ایرانی در زمینه مسائل مذهبی و عقیدتی بود که در آخرین روز اسارتشان نمازجماعت 1000 نفره برگزار کردند(به همین دلیل در بین عراقیها به اردوگاه حزب الله معروف شده بود).
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان
آخرین نظرات
چهارشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۲۷ ب.ظ

ماجرایی واقعی در حاشیه‌ تشییع غواصان+عکس



اختصاصی مشرق/

ماجرایی واقعی در حاشیه‌ تشییع غواصان+عکس

از مقابل شهرداری تهران رد می شدم که چشمم خورد به جوانی رعنا که با چشمانی اشک آلود، عکسی از یک غواص را روی دست گرفته و زل زده به تریلرِ پر از تابوت که مقابلش ایستاده.

گروه جهاد و مقاومت مشرق،دقایقی بعداز اذان مغرب،کاروان شهدا وارد خیابان بهشت شد تا تابوتهای شهدا،روی دوش مردم فرود آیند در«معراج الشهدا»به تقلا افتادم راهم را از میانه ازدحام باز کنم به سمت«معراج» در پیاده کردن شهدا شرکت کنم.

تنه زنان و لایی کشان از مقابل شهرداری تهران رد می شدم که چشمم خورد به جوانی رعنا که با چشمانی اشک آلود،عکسی از یک غواص را روی دست گرفته و زل زده به تریلرِ پر از تابوت که مقابلش ایستاده.عکس هم تازه‌ چاپ و رنگ و رو دار و خیلی خوشگل و براق بود.از آن عکسهایی که چشمان امثال مرا به درخشش از نوع کارتونیش می اندازد.هوا تاریکتر از آن بود که عکاسی در کلاس من بتواند عکس خوبی ثبت کند اما هرچه بود با فلاش و بالا بردن حساسیت،یه چیزکی گرفتم.

دلم نیامد اسم و رسم شهید را نپرسم.سر و صدا آنقدر زیاد بود که مجبور شدم جلو بروم و سرم را بیخ گوش جوان بگذارم و بپرسم:«شهید فامیل شماست؟»جوابی داد که اصلا نشنیدم.دوباره پرسیدم:«اسم و رسمش چیه؟»فقط این را متوجه شدم:«نمیدونم. مادرش نشسته اونجا،ازش بپرس»جوان کاملا در حال خودش بود و برای نشان دادن جای مادر،فقط سرش را کمی به چپ تکان داد. دیدم یک قدم عقبتر،زیر تیرک چراغی،پیربانویی با یک شاخه گلایل بدست،نشسته به تماشای تریلرها.مؤدبانه فاصله ام را کم کردم.برای سلام و عرض ادب،حرکات دست و سر کافی بود اما برای حرف زدن باید صدایم را بالا می بردم تا بشنود:

- حاج خانم خدا شهیدتون رو رحمت کنه.اسمشون چیه؟

- حمید میانلو مطلق

-مزارشون کجاس؟

-جنازه اش نیومده؟

عجب داستانی بود.یک لحظه احساس کردم«مادر حمید»آمده عکس پسرش را روبروی تابوتها گرفته تا رفقای بازگشته از سفرش، خجالت بکشند و او را وادار کنند که برگردد...

-چند سالش بود حاج خانم؟

-31 سال

-بهتون گفتن کجا شهید شده؟

-بله.هورالعظیم

-یعنی عملیات«بدر»یا«خیبر»؟

احساس کردم حاج خانم یکه ای خورد و کمی فکر کرد اما یا چیزی از اسامی به ذهنش نرسید یا واقعا ربطی به آن دو عملیات نداشت.در نهایت جوابش این بود:«از بچه های اطلاعات - عملیات بوده،رفته برای شناسایی،اونجا اسیر شده و بعد هم شهیدش کردن»

در آن شلوغی و همهمه و اصراری که برای رسیدن به پایین آوردن شهدا از تریلر داشتم،دیگر دلیلی برای ادامه صحبت ندیدم.به فکرم رسید خم شوم و چادرِ مادر را ببوسم.دیدم مثل بچه ها خجالت می کشم.بی خیال شدم و بعد از خداحافظی،رفتم سمت«معراج»اینم روزی ما از تشییع«غواصان شهید».


27 خرداد1394

مرتضی قاسمی


داستانی کوتاه در حاشیه‌ی تشییع غواصان+عکس

داستانی کوتاه در حاشیه‌ی تشییع غواصان+عکس

داستانی کوتاه در حاشیه‌ی تشییع غواصان+عکس

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۲۷

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی